تبليغاتX
خاطرات

شنبه 1386/03/26

نيومده رفتيم

سلام به همه

 

من فقط آپ كردم كه بگم من اومدم، بعد از 1 ماه بالاخره تونستم بيام،شايد از 10 يا

 

12 تير تا 15 تير نتونم به اينترنت وصل شم آخه مامانو بابام دارن مي رن مكه من و

 

 

  لي  لي هم هزار تا كار داريم كه بكنيم بايد براي برگشتنه مامان و بابا آماده

 شيم .

 

پس فعلا............

در ضمنننننننننننننننننننننن

امروز تولد قاصدک گل و مهربونمونه

 

 

ایشالله ۱۲۰ ساله بشه

اينم از زيباترين صحنه ي فيلم تايتانيك

tt

 

يا علي

نوشته شده توسط جودی آتیش پاره در 7:47 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/03/07

به به به به

سلاااااااااااااااام
یه سلام گنده!!!!!!!!!!
آره گنده
چه اشکالی داره
میبینم که وبلاگمون هم از فیلتر در اومد
قالب رو حال میکنی؟
آهنگ رو چی؟
بچه ها خسته ام ...
خیلی
یه چیزی تو مایه های داغونی
شاید هم اونور تر
پشیمون؟؟؟
نه اصلا
دارم از اینکه مثل ... زحمت میکشم لذت میبرم
باور کنین
کاش روزا به جای 24 ساعت 50 ساعت بود
اونوقت بقیه 24 ساعت رو با شما بودم
باخواهرشوهر ... قاصدک... لی لی جودی
همه تون رو دوست دارم
باور کنین
..........................


کاش در دهکده عشق فراوانی بود

توی بازار ، صداقت کمی ارزانی بود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم

مختصر بود ولی صادق و پنهانی بود

کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب

بروی شفاف ترین خاطره مهمانی بود

کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد

قرص می داد به ما هر چه پریشانی بود

کاش به تشنگی پونه که پاسخ می داد

رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود

مثل حافظ که پراز معجزه و الهام است

کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود

چقدر شعر نوشتن برای باران

غافل از این دل دیوانه که بارانی بود

کاش ، سهراب نمی رفت به این زودی ها

دل پراز شاعر کاشانی بود

کاش دلها پراز افسانه نیما می شد

و به یادش همه شب ماه چراغانی بود
کاش...
کاش اسم همه دختر کان اینجا

نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود

کاش چشمان پر از پرسش مردم گردد

غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود

کاش دنیای دل ما شبی از این شبها

غرق هر چیز می خواهی و می دانی بود

دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم

مراد از این شعر همین مصرع پایانی بود .

نوشته شده توسط کاپیتان در 4:39 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •