خاطرات
با کفش وارد نشوید
شنبه 1384/12/13
عزیزان سلام
سلام بر شما اي لبها،چرا كه سلام را شما بر زبان مي آوريد و مزه ي تلخي را شما مي چشيد"
"سلام من بازم اومدم
چند تا جمله ي قشنگ براتون مي نويسم: ميدونم دلتون واسم تنگ شده؟؟؟؟"
چرا در جست و جوي محبت هستيد ، خود خالق و باعث محبت باشيد"يه جمله از شريعتي:
"اشك كه مي بارد وناله كه بر مي آيد و گريه كه اندك اندك در دل ميرويد و ناگهان در گلو مي گيرد و راه نفس را مي بندد و ناچار منفجر مي شود،اين زبان صادق و طبيعي شوق واندوه ودرد و عشق يك انسان است."ديگه پرو نشيد براي اين دفعه كافيه...
يا علي
نوشته شده توسط لی لی لجباز
در 3:10 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
