خاطرات
با کفش وارد نشوید
یکشنبه 1384/12/07
اولین سلام...اولین خواهش
سلام
من کاپیتانم ولی دارم از طرف خواهرشوهر مینویسم
آخه الان اون خوابه
بچه ها فردا خواهر شوهر نمیاد مدرسه![]()
![]()
![]()
![]()
آخه قراراه بره مسابقه علمی مقایسه ای
میدونین که تو شهرستان رتبه اول رو
اورده و رفته مرحله استانی((((((((کلاس رو داشتی))))))))))))
به هر حال واسش دعا کنید![]()
از ته دل دعا میکنم بهترین رتبه رو بیاره
یعنی اول بشه
شما هم دعا کنید
نوشته شده توسط خ و ا ه رشوهر
در 11:3 بعد از ظهر | لینک ثابت
•