شنبه 1386/01/18
عیدم رفت!...
دیدین چطوری به سرعت برق و باد عید هم بارو بندیلش رو بست و رفت ولی خاطراتش رو جا گذاشت ![]()
فکر میکنی همین دیروز بود که پدر و مادرا میگفتن با ۲۰روز تعطیلات بچه ها چی کار کنیم![]()
راستی یادتونه گفتم سیزده قراره بریم تفت ولی نرفتیم
(بنا به دلایلی)دوازده رفتیم غربال بیز(مهریز)جاتون خالی خیلی خوش گذشت![]()
اولش صبح رفتیم باغ پهلوان پور (مهریز) که بعضیا میگن باغ پهلوون ترشی
بعد ناهار که خوردیم هوا خیلی سرد شد ما هم جمع کردیم و به پیشنهاد باباجونم رفتیم غربال بیز
بابا نمیدونین چه خبر بودگفتیم امروز ۱۳ است یا ۱۲؟
دیگه از بس شلوغ بود همه فرشها و چادرا رو کنار هم زده بودن و مهربون نشسته بودن ![]()
وای نمیدونین چقدر آب فراوون بود خیلی جای با صفایی است حتمابرن طبیعت بکر خدا را تو دل کویر ببینین خدا به ما خیلی هدیه داده ولی متاسفانه چشم بصیرت نداریم و قدر نمیدونیم ![]()
![]()
روز سیزده که شد میدونستیم جایی نمیریم صبح تا ساعت ۹ توی رختخواب گرم و نرم خوابای خوش دیدیم![]()
وقتی بیدار شدم دختر عمه زنگ زد حاضر شو بریم بیرون
یعنی بله رفتیم سیزده
ولی سیزده به تو
(چون توی شهر خودمون بودیم )نه سیزده به در
رفتیم پارک بزرگ شهر یه خورده گشتیم و بعد به اصرار دختر عمه ها و انکار من ![]()
قرار شد ناهار برم خونه عمه جون
دختر عمه ها گفتن بریم پیتزا بگیریم
حالا یکی نبود به این سه کله پوک بگه بابا روز سیزده کجا پیتزا فروشی بازه
به هر حال یه پیتزا گردی توی شهر کردیم ولی هیچ جا باز نبود
تا اینکه یه دفعه رسیدیم به هتل سنتی کنار در ورودی زده بود پیتزا و غذا دختر عمه ها خیلی خوشحال
که جلوی من خیت نشدن
و گفتن خدا رو شکر جلوی مهمون ضایع نشدیم وقتی رفتیم تو دختر عمه بزرگی گفت ببخشید میخواستیم پیتزا سفارش بدیم
ولی اون خانم و آغایی که با لباس ترمه شون میخواستن خیلی کلااااااس بذارن گفتن پیتزا واسه شبه ظهر ناهار داریم ![]()
وای نمیدونین من داشتم از خنده میترکیدم ![]()
![]()
![]()
الهی آدم وسط میدون شهر جلوی ملت با زیر شلواری وایسه بستنی لیس بزنه ولی جلوی دختر دایی ضایع نشه ![]()
خیلی ضایع شدن چون من خیلی اصرار نداشتم پیتزا بخوریم یعنی اولش موافق بودم وقتی چند جا رفتیم دیدم بسته گفتم ولش نمیخواد ولی اونا
به هر حال رفتیم خونه عمه جون و قرمه سبز ی خوردیم نه ببخشید پیتزا با طعم قرمه سبزی![]()
جای همه خالی به جز بعضیا!!!!!!!![]()
امیدوارم هیچ وقت جلوی مهمون اینجوری ضایع نشین ولی نه اینا که مهم نیست با هم بودن مهمه به هر حال اینم شد خاطره سیزده ۸۶ ![]()
![]()
راستی یه تسلیت واسه کسایی که از امروز رفتن سر کلاس![]()
هروقت رفتین پیتزا به یاد ما بیفتین![]()
مواظب خودتون باشید
![]()
![]()
